با دعای فرج دشمن پا به فرار گذاشت
خاطره اي از شهيد مهدي باكري هنوز دعاي بچه ها براي چندمين بار ادامه داشت كه ديدم آتش دشمن قطع شد. سرم را كمي بالا آوردم و نگاه كردم. ديدم تمامي نيروهاي دشمن در حال عقب نشيني هستند. آقا مهدي پشت بي سيم گريه كنان گفت:خوشا به سعادت و لياقت تان كه سرباز فرمانده اصلي بوديد. ...
ادامه مطلب